تاریخ

آیینه عبرت

جنگ آمریکا و اسپانیا
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٤   کلمات کلیدی: جنگ آمریکا و اسپانیا

جنگ آمریکا و اسپانیا که در سال ۱۸۹۸ میلادی روی داد، منازعه‌ای بود که در پی آن سلطهٔ اسپانیا بر مستعمرات آن در قاره آمریکا پایان یافت و مالکیت برخی از مناطق غربی اقیانوسیه و همچنین آمریکای لاتین به دست ایالات متحده آمریکا افتاد.

 

شرح نبرد


ریشه این نبرد به تلاش کوبا برای استقلال و جدا شدن از اسپانیا بر می‌گردد که در فوریه ۱۸۹۵ آغاز شد. سرکوب شدید شورشیان کوبایی توسط نیروهای اسپانیا به طور شورانگیزی در روزنامه‌های آمریکا به همراه تصاویر انعکاس یافت که در افکار عمومی مردم آمریکا احساس همدردی با انقلابیون کوبا را موجب شد.

غرق شدن مشکوک رزم‌ناو آمریکایی ماین که در بندر هاوانا در کوبا لنگر انداخته و برای محافظت از شهروندان آمریکایی مقیم کوبا در جریان شورش‌ها فرستاده شده بود، تمایل به دخالت آمریکا در امور کوبا را در افکار عمومی دو چندان کرد. سرانجام کنگره ایالات متحده آمریکا علی‌رغم اعلام متارکه موقت از سوی اسپانیا، قانونی را تصویب کرد که به موجب آن، استقلال کوبا به رسمیت شناخته شده و نیروهای اسپانیایی ملزم به ترک آنجا می‌شدند.


اسپانیا در تاریخ ۲۴ آوریل به آمریکا اعلان جنگ داد که اعلان جنگ متقابل آمریکا در ۲۵ آوریل را به دنبال داشت. از آنجایی که هیچکدام از نیروهای زمینی و دریایی اسپانیا آماده این نبرد دوردست نبودند، جنگ به طور گسترده‌ای به سود آمریکا رقم خورد و ارتش ایالات متحده نیروهای اسپانیایی را که هزاران کیلومتر از کشورشان دور بودند طی ۱۲۳ روز شکست دادند و جزیره کوبا را به تصرف خود در آوردند.

در جریان برگزاری کنفرانس صلح و پیمان پاریس در ۱۰ دسامبر ۱۸۹۸، اسپانیا از مطالبات خود در کوبا دست کشید و جزیره گوام و پورتوریکو را به آمریکا واگذار کرد. همچنین مالکیت مجمع‌الجزایر فیلیپین را در ازای دریافت ۲۰ میلیون دلار به آمریکا بخشید. این جنگ نقطه عطف مهمی در تاریخ هر دو کشور محسوب می‌شود.

امپراتوری اسپانیا که روزگاری بر مناطق وسیعی از جهان حکم‌فرمایی می‌کرد فرو پاشید و توجه این کشور را از کشورگشایی به امور داخلی آن سوق داد که موجب به پا شدن رنسانسی در فرهنگ و ادبیات این کشور و همچنین توسعه اقتصادی آن شد. در نقطه مقابل، طرف پیروز جنگ یعنی ایالات متحده آمریکا، به یک قدرت جهانی با مستعمراتی پراکنده و دوردست تبدیل شد و به عنوان اهرمی در سیاست بین‌الملل، نقشی تعیین‌کننده را در امور سیاسی اروپا در آینده‌ای نزدیک پس از جنگ بازی کرد.