تاریخ

آیینه عبرت

تاریخچه گیاهخواری در ایران
ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٢/٢٧   کلمات کلیدی:
✨ #تغذیه #گیاه_خواری #وگان ✨
تاریخچه گیاهخواری در ایران
با بررسی تاریخ گیاهخواری در ایران باستان و کتاب‌های آیینی کهن مردمان همچنین تاریخ ایران (شاهنامه) به این نتیجه می‌رسیم که خوراک مردمان ما را بیشتر میوه درختان، روییدنی‌های زمین و سبزیجات و غلات و دانه‌ها و مغزها و... تشکیل می‌داده. نه به این شکلی که امروزه ما گوشت و محصولات حیوانی مصرف می‌کنیم.
فراوان نبود آن زمان پرورش
که کمتر بد از کشتنی‌ها خورش
جز از رستنی‌ها نخوردند چیز
زهرچ از زمین سر برآورد نیز
در عهد عتیق، ضمن کتاب دانیال نبی نیز، از گوشتخواری بابلیان به زشتی یاد شده و دانیال از پادشاه بابل می‌خواهد که به آنها اجازه دهد از همان آب و بقولات خودشان بخورند وغذای بابل به آنها تحمیل نشود! پس گوشتخواری در کتاب‌های بزرگ باستانی به شدت نکوهیده شده که با شروع آن بلاهای فراوانی بر مردمان نازل شد! (مارهای روی دوش ضحاک، اشاره به فوران دو آتشفشان بزرگ در ایران، دماوند و سبلان دارد که با آغاز گوشتخواری مردمان، آنها هم شروع به فوران کردند.)
ز پویندگان هر که بد نیک رو
 خورش کردشان سبزه و کاه و جو
و...
و چو اینها کرده شد مردمان را پروای زندگی شاد پدید آمد و مردمان به ستایش آفریننده مشغول گشتند!
مولانا و عطار نیشابوری و... در کشور عزیزمان ایران نیز گیاهخوار بوده و به شاگردان و پیروان خود نیز این شیوه را توصیه نموده‌اند.
من سر نخورم که سر گران است
پاچه نخورم که استخوانست
بریان نخورم که هم زیان است
من نور خورم که قوت جانست
من عشق خورم که خوشگوار است  
ذوق دهنست و نشو جانست
... زین پس سر پاچه نیست ما را    
ما را و کسی که اهل خوان است
این دهان بستی دهانی باز شد
 
تا خورنده لقمه‌های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
 پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
 بعد از آنش با ملک انباز کن
و در جایی دیگر:
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه‌های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
 
و از استاد بزرگمان شهریار:
درس این زندگی از بهر ندانستن ماست    
این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟
قاتل مرغ و خروسیم یکیمان کمتر      
این همه جان گرامی بستانیم که چه؟
چه زیباست ما نیز راه و آیین نیاکان نیک اندیش و معاصرمان را پیش بگیریم و نسبت به همه جانداران گیتی مهر بورزیم.
درک این فلسفه بسیار راحت است همه فرزانگان خردمند باستانی همین موضوع را به ما گفتند و گوش سپردن به توصیه آنان نیز خردمندانه است.