تاریخ

آیینه عبرت

آیا آمریکا نگران بیدار شدن آلمان است؟ تحلیلی از الحیات
ساعت ٤:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٢   کلمات کلیدی:

شفقنا- الحیات نوشت: اقدامات جاسوسی آمریکا در برلین چه بسا این علامت سوال را پیش کشد که: آیا آمریکایی ها از اینکه دوباره آلمان بیدار شود نگران هستند؟ و آیا هدف از این تجسس ها صرفا خود آلمان است یا اینکه آمریکا با این کار می خواهد جلوی اتحاد کشورهای «یورو آسیا» را بگیرد که ستون فقراتش آلمان، روسیه و چین بوده و می رود تا در مجموع  هیمنه آمریکا را در جهان بشکند؟

کسی که تحولات بین برلین و واشنگتن را پیگیری کرده باشد درخواهد یافت که آمریکا به طور کلی تمام نهادهای دولتی آلمان به طور خاص تمام نهادهای نظامی این کشور را جولانگاه اعمال جاسوسی خود کرده بود و این مساله به ویژه بعد از کشف دستگاه اطلاعات نظامی آلمان و با یافتن جاسوسی که در وزارت دفاع این کشور مشغول به فعالیت بود تقریبا قطعی شد.


پس از آن نیز مقامات آلمان یک کارمند را در سازمان اطلاعات این کشور «بی ان دی» به اتهام اقدام به نفع سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» بازداشت کردند. این شخص در واقع 218 سند را طی دو سال گذشته در ازای 25 هزار یورو به دستگاه های اطلاعاتی آمریکا فروخته بود.

مساله شگفت آور در این میان آن بود که مزدود دستگاه اطلاعاتی آلمان هیچ تردیدی را بر نمی انگیخت زیرا کار او از اساس پیرامون جاسوسی درباره نه آمریکایی ها بلکه روس ها بود. اما او در خلال تحقیقات اعتراف کرد که اطلاعاتی را در اختیار واشنگتن گذاشته است.

از بین صدها سندی که او به آمریکا تحویل داد، اطلاعاتی نیز پیرامون نحوه عمل کمیته تحقیق پارلمان در آوریل گذشته آمده بود که قرار بود پیرامون فعالیت های سازمان امنیت ملی آمریکا تحقیق کند. به راستی آلمانی ها چه چیزی دارند که آمریکایی ها را تا این حد برانگیخته است و آنها را بر آن داشه است تا به جاسوسی علیه آنان و کشف اسرارشان روی آورند؟

به نظر می رسد رشد اعتمادسازی آلمان در جهان و تبدیل دولتی که بارها بعد از جنگ جهانی شکست خورده است به دولتی بزرگ و موثر در روند تحولات آینده جهان موجب شده تا آمریکایی ها نگران شده و از آنجا که خود را طراحان اصلی قرن بیست و یکم می دانند تحمل رقیبی نه مثل چین و روسیه در آسیا بلکه مانند آلمان در اروپا را نداشته باشند.

شاید نخستین و مهم ترین چیزی را که واشنگتن درک می کند این باشد که خود از یک رکود اقتصادی رنج می برد حال آنکه آلمان در مقابل، به لحاظ شکوفایی اقتصادی به مرحله ای ممتاز رسیده است. نظریه آلمان از پایان جنگ جهانی دوم به بعد تاکنون بر پایه ساخت یک قدرت اقتصادی جدید به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سیاسی آینده بوده است.

مساله دیگر آن است که تفکر اتحادیه اروپا برای نخستین بار از سوی رهبران اقتصادی آلمانی ارایه شد و هرچه پیوستگی اقتصادی و سیاسی اروپا بیشتر شود ارکان رهبری آلمان نیز استوارتر می شود و از همین جاست که درک می شود چرا آلمان اقدام به نجات یونان و اسپانیا و ایتالیا حتی بعد از کابوس فروپاشی اقتصادی کرد که تمام کشورهای اروپایی را تهدید می نمود.

حضور سیاسی برلین در اروپا و جهان از دوران گرهارد شرودر صدر اعظم سابق آلمان شروع شد. همو که این کشور را به مرحله کامل سازی برتری آلمان درتصمیم های گیری های سیاسی و امنیتی در سطح بین المللی رساند. در ادامه نیز چشم انداز روابط آینده آلمان – روسیه آشکار شد که تا حدود زیادی کاخ سفید را نگران کرد.از آن گذشته در روابط اقتصادی بین آلمان و چین نیز رشد بی سابقه ای به وجود آمد ودایره روابط آلمان با کشورهای شرق آسیا را گسترش داد. مساله ای که می تواند مقدمه ای برای ائتلاف های جدید بین المللی بوده و آینده برخی قدرت های بین المللی و حجم شان را تحت تاثیر قرار دهد.

افرادی که امروزه در زمینه صنایع واشنگتن جاسوسی می  کنند می دانند که آلمان خودش را با تولید اسلحه سرگرم نکرده است بلکه بیشتر بر اقتصاد و تجارت و سرمایه گذاری متمرکز شده است. از این رو عجیب نیست که امروزه به آلمان لقب «آهنربای سرمایه گذاری» گذاشته اند و آمارها یی که اخیرا از سوی اتاق بازرگانی آمریکا در آلمان تهیه شده بود نشان می دهد شرکت های آمریکایی همچنان آلمان را یکی از بزرگ ترین زمینه های جذب سرمایه در اروپا می دانند.

در همین رابطه دقیقا اقتصادی است که باید گفت نبردی در آینده نزدیک بین آمریکا و آلمان در جریان خواهد بود. نبردی که به میزان ذخایر آلمان از طلای جهان و میزان موجودی این ذخایر در آمریکا بازمی گردد که بهای آن به حدود 635 میلیارد دلار می رسد. این چیزی است که بانک مرکزی آلمان هم اکنون قادر با بازپس گیری آن نیست و در حال گفت وگو برای دریافت آن طی یک سال آینده است. نوپاربارتلی سخنگوی پارلمان آلمان در این باره تصریح کرد که: «من نمی فهمم چرا به ما اجازه بازگرداندن طلاهایمان را نمی دهند. من در این جا تئوری توطئه را مطرح نمی کنم اما باید بانک مرکزی آلمان چنانکه با ذخایر خود در فرانکفورت برخورد می کند بتواند این طلا را هم در ظرف یک سال از آمریکا بازپس بگیرد.»

آیا واقعا طلای آلمان باقی مانده است یا اینکه آمریکا در عمل آن را خرج کرده است؟ تنها چنین پرسشی می تواند بقیه کشورهایی را نگران کند که ذخایر خود از جمله طلا یا پول نقد و غیره را در خزانه داری آمریکا به امانت گذاشته اند. اگر آلمان بر استرداد این طلا تاکید ورزد بقیه کشورهای جهان نیز همین کار را خواهند کرد و چه بسا این مساله شروع روندی خطرناک باشد که پایانی خواهد بود بر دلار آمریکا و شاید هم کل اقتصاد این کشور را در معرض فروپاشی قرار دهد. بخصوص اگر در نظر داشته باشیم که کشورهای آسیایی و بخصوص چین از سال ها پیش خواستار تعیین یک ارز جایگزین برای دلار هستند و خود چین در بانک های آمریکا حدود دو میلیارد دلار یا بیشتر اسناد مالی به ودیعه گذاشته است.

تجسس آمریکا از آلمان به این معناست که واشنگتن چشم اندازهای یک تحول ژئوپلیتیک در سطح جهانی را به عینه دیده است. تردیدی وجود ندارد که در صورت تحقق این چشم انداز ها دیگر آمریکا کشوری نخواهد بود که فرمان داده و دیگران اطاعت می کردند. به هرحال باید گفت از سوی آلمان غولی در حال برخاستن است و جاسوس های آمریکایی نیز نخواهند توانست همه راه ها را به روی آن ببندند.

منبع : الحیات

ترجمه: شفقنا