تاریخ

آیینه عبرت

 
ساعت ٧:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۸   کلمات کلیدی:
- یکى از فرانسوى هایى که خانمش جمعه شب گلوله خورده و مرده ، این متن رو فرستاده که تو روزنامه هاى فرانسه امروز چاپ شده . قشنگه ، بخونیدش 
----------------------------
شما حتی  نفرت من را هم بدست نخواهید اورد
شما زندگی یک فرد استثنایى، عشق من، مادر تنها فرزندم را گرفتید، ولى من کینه خود را از شما دریغ مى دارم تا شما حتی اون رو هم نتونید بدست بیارید .
من نمى دانم شما چه کسانى هستید و مایل هم نیستم بدانم،
چون شما وجود ندارید !
اگر ان خدایى که شما برایش کورکورانه مى کُشید ما را از روح خود آفریده، هر گلوله شما زخمیست بر قلب او.
خیر ! من کینه خود را به شما ارمغان نمى دهم.
چون شما در جستجوى ان بوده اید، ولى پاسخ دادن به کینه شما با کینه و خشونت، تسلیم شدن است در مقابل جهلى که شما را تبدیل کرده به انچه که هستید 
شما مى خواهید که من در ترس زندگى کنم !
 به هموطنان [مسلمان] م مظنونانه بنگرم، که بدینوسیله ازادى را فداى امنیت کنم !! 
ما دو نفر بیش نیستیم (من و پسرم)، ولى از تمام ارتشهاى دنیا نیرومند تریم. وقت زیادى ندارم که به شما اختصاص دهم، چون باید براى  ملویل پسر ١٧ ماهه ام که تا دقایقى دیگر از خواب  بر خواهد خواست مثل هر روز عصرانه درست کنم و سپس با او مثل هر روز براى بازى به پارک بروم. در تمام طول عمرش، این پسر کوچک، با شاد بودن و آزاد بودن خویش شما و امثال شما را خواهد آزرد در حالیکه شما حتی کینه او را هم به ارمغان نخواهید برد!

 
 
ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۸   کلمات کلیدی:
دماگوژی چیست؟
دماگوژی (Demagogue) که در زبان فارسی با معادل‌هایی همچون «عوام‌فریبی» یا «مردم‌فریبی» بکار می‌رود، معنا و مفهوم عمومی و مطلق فریفتن عوام یا دروغ‌پردازی را ندارد، بلکه اصطلاحی است که بر یک مشرب سیاسی و سلطه‌گری و تبلیغاتی خاص که آنرا «دماگوژیسم» می‌نامند، دلالت می‌کند.
پیروان دماگوژیسم یا «مک‌کارتیسم» (برگرفته از نام سناتور جوزف مک‌کارتی، دماگوگ مشهور آمریکایی در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰) بر این باورند که اکثریت مردم را توده‌هایی ناآگاه و فاقد قوه تشخیص و ادارک تشکیل می‌دهند که از لحاظ فرهنگی در سطح پایینی هستند و به راحتی می‌توان آنان را بدون نیاز به استدلال و اقامه دلیل، و صرفاً با اتکای به القائات رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی متنوع داخلی و خارجی، با شیوه‌هایی بسیار ساده و احساسی فریب داد و در راهی دلخواه با خود همراه کرد.
کاربرد دماگوژی بطور خلاصه عبارت است از: «بهره‌گیری از حماقت در ترویج تجارت و شیوع خشونت». کشورهای همسایه‌ای که زرادخانه‌های آنها آکنده از تسلیحات خریداری شده از قدرت‌های استعماری شده، لازم است تا در فاصله‌های معین و چرخه‌های مکرر تخریب و بازسازی، به بهانه‌های موهومی بجان یکدیگر بیفتند و جنگ افزارهای خریداری شده را به مصرف برسانند. کارخانه‌ها و بنیان‌های صنعتی یکدیگر را نابود کنند، و آنگاه به پرداخت هزینه هنگفت بازسازی و خرید مجدد و مکرر سلاح و تأسیسات زیربنایی از کشورهای استعماری روی بیاورند. کشورهایی که درآمد آنها از فروش تسلیحات و رونق اقتصادی حاصل از آن، بسیار بیشتر از درآمد کشورهای خاورمیانه از فروش نفت است.
مشهورترین و متداول‌ترین روش‌های دماگوژیست‌ها که بخصوص در جوامع عقب‌افتاده و در میان توده‌های سرخورده و تحقیرشده اجتماع بکار بسته می‌شوند، عبارتند از: نزاع و تفرقه میان ساکنان جوامع مجاور یکدیگر با روش تقسیم توده‌های مردم به چند گروه قومی یا زبانی یا دینی یا تاریخی و القای حس خوشایند افتخارات دروغین و غرور کاذب و نژادپرستی و خودبزرگ‌بینی میان هر یک از آنها و توأم با تحقیر و نفرت‌پراکنی به گروه‌ها و اقوام دیگر. تحریک احساسات جوامع رشدنیافته با سخنرانی‌های شورانگیز، موزیک‌ها و سرودهای مهیج، تجمعاتی با برافراشتن پرچم‌ها و انواع رفتارها و بروزهای احساسی و تحریک‌آمیز. تبدیل گردهمایی‌های اجتماعی و جلسات علمی یا کاربردی به محلی برای تظاهر و تفاخر و اعمال نمایشی و کلی‌بافی‌ها و شعارگویی‌های پوچ. خودداری از ارائه استدلال و اقامه برهان و نحوه تفکر علمی، و در صورت لزوم بیان ادعاهای بی‌اساس و خرافات در پوسته عالم‌نمایانه و عوام‌پسند. توسل به عواطف میهنی یا مذهبی مردم برای به دست آوردن حمایت آنان. ترکیب اندکی از حقیقت با انبوهی از موهومات. القای این نکته کلیشه‌ای و مشهور که آنچه ما می‌گوییم، سخن پذیرفته شده و قطعی و بلاتردید همه دانشمندان و خردمندان جهان است و ندانستن شما از نادانی شماست و مخالفت با ما مخالفت و دشمنی با فرهنگ و تمدن و دین و ملیت است.
دماگوژی یکی از خطرناک‌ترین و در عین‌حال متداول‌ترین راهکارهای نفوذ سلطه‌گری و فاشیسم در میان ممالک استعمار زده، یکی از بنیادی‌ترین عوامل ترویج خشونت و جنگ در کشورهای جهان سوم، و یکی از عوامل اصلی محرومیت و توسعه‌نیافتگی در جوامع عقب‌مانده است. جوامعی که مهمترین مشخصه آنها، آمار پایین کتابخوانی و آمار بالای بزهکاری و تجاوز به حقوق دیگران است. جوامعی با کتابخانه‌های خلوت و کلانتری‌های شلوغ. جوامعی با خوی غارتگری.

 
ویل دورانت مورّخ آمریکایی، فیلسوف، نویسنده و مؤلف تاریخ تمدن
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۱   کلمات کلیدی: ویل دورانت
تقویم تاریخ
«ویل دورانت» که ایرانیان را مردمانی میهندوست و باهوش معرفی کرده ـ یک نمونه از عشق زن و شوهر ـ برخی از نظرات دورانت درباره تمدّن و متمدّن
پشت جلد راهنمای کتاب 11 جلدی « تاریخ تمدن » با عکس پروفسور ویل دورانت و « آریل »
«ویل دورانت» مورّخ آمریکایی، فیلسوف، نویسنده و مؤلف «تاریخ تمدن The Story of Civilization» که ایرانیان را مردمانی میهندوست، فامیل دوست و باهوش خوانده است هفتم نوامبر سال 1981 (16 آبان 1360) در لُس آنجلِس درگذشت. وی که پنجم نوامبر 1885 در ماساچوست به دنیا آمده بود 96 سال عُمر کرده بود. او اعتراف کرده است که بدون زن دلبندش ـ آریل Ariel، موفق به نوشتن تاریخ تمدن در 11 جلد نمی شد که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید. اثر او که جِلد به جِلد پس از آماده شدن انتشار می یافت تا سال 2010 جمعا در 17 میلیون نسخه چاپ شده بود و کار تجدید چاپ آن ادامه دارد.
 دورانت (ویلیام جیمز دورانتWilliam James Durant) مطالب کتاب را به «آریل» دیکته می کرد. علاقه این زن و شوهر به یکدیگر به قدری بود که در سال 1981 پس از انتقال «ویل» به بیمارستان، آریل از لحظه ای در نیمه اکتبر که از دکتر معالج شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا اینکه در 25 اکتبر و 12 روز پیش از «ویل» درگذشت. به ملاحظات پزشگی، درگذشت «اریل» را تا 12 روز به «ویل» نگفته بودند. قلب «ویل» نیز پس از این که شنید آریل فوت شده از حرکت بازماند و به او پیوست و زن و شوهر در کنار هم دفن شدند. آریل 13 سال جوانتر از «ویل» و قبلا شاگرد او بود. خانواده آریل از روسیه به آمریکا مهاجرت کرده بودند و هنگام ورود به آمریکا، آریل یک ساله بود.
 «ویل دورانت» پیش از نوشتن کتاب تاریخ تمدن، کتب تاریخ فلسفه، اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر را تألیف کرده بود.
 دورانت در جوانی به اصول «سوسیالیسم» به عنوان روشی که خواهد توانست به حذف طبقه و تأمین برابری انسان ها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بیانجامد و به دشمنی ها، حسادت و بُخل، نارضایی ها و خشم و اعتراض پایان دهد دل بست و بر خلاف نظر مادرش که مایل بود پسرش کشیش شود به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرّس شد و سپس به پژوهش و کار تألیف پرداخت تا دانش و نظرات خودرا به گور نَبرَد. به نظر دورانت، دانش و معلومات باید همانند خورشید باشد تا به رایگان و یکنواخت (بدون تبعیض) بر همگان بتابد، تلاش و پیشرفت ایجاد کند، مدنیّت را ارتقاء دهد و تکامل تمدّن است که جامعه را (از کوچک آن؛ خانواده تا بزرگ آن؛ جامعه جهانی) بی مسئله می کند و انسان را وارد عصر برادری، شادی ها و شادمانی می سازد.
 مردم قدرشناس نام «دورانت» را که به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده و «بنیاد دورانت» به ارتقاء فرهنگ و ادبیات سرگرم است نه تنها برخیابانهای شهرها، مدارس و دانشکده ها گذارده اند بلکه شهرک های متعدد، روزنامه و حتی هتل به اسم او نامگذاری کرده اند.
 رشته سخنرانی های دورانت درباره ادبیات ایران در دهه 1950 در دانشگاه کلمبیا، بیش از پیش مردان فکر میهن ما در قرون وسطا را به جهانیان شناسانید. وی یک جلسه تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود که گفته است: "غلام و بنده آنم که زیر چرخ کبود ـ ز هر چه قید تعلق پذیرد آزاد است.".
 «ویل دورانت» درباره فردوسی گفته است که در میهندوستی، همتای فردوسی به دنیا نیامده است و از این بابت، ایران درجهان سرزمینی منحصر به فرد باید بشمار آورده شود.
منبع : دکتر (نوشیروان کیهانی زاده)

 
 
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۱   کلمات کلیدی:


 
مصدق
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢۱   کلمات کلیدی: مصدق